حزب الله
درباره وبلاگ


ماپیرو این امام شیرین سخنیم....... سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم...... از بهر "حمایت از تلاش و تولید"...... رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم........

مطالب اخير
آرشيو وبلاگ
  • آبان 1392
  • فروردین 1391
  • اسفند 1390
    سه شنبه 1 فروردین 1391 

    مهاجرت برای کار ، پدیده ای است که در گذشته ، بیشتر تابع عرضه و تقاضا و احساس نیاز برای کار بوده است؛ ولی در حال حاضر ، احتیاجات منطقی جوامع، تنها عوامل مهاجرت نیستند و به همین دلیل، گاهی مهاجرت به عنوان یک بحران اجتماعی و فرهنگی مطرح می شود . در واقع، امروزه در بسیاری از موارد، نه شهر یا کشور مهاجرپذیر به این همه نیروی کار مهاجر نیازمند است و نه شهر یا کشور مبدأ از این نیرو بی نیاز است .

    در بسیاری از موارد ، شخصی که می خواهد به امید یافتن کار و موقعیتی بهتر، مهاجرت کند، تصویر درستی از شرایطی که در انتظار اوست ندارد و گاهی تنها عامل این مهاجرت ، جذابیت های کاذب و خیالی است که تناسبی با موقعیت و توانایی های فرد مهاجر ندارد .

    تعداد زیادی از مهاجران ، قبل از تصمیم گیری برای مهاجرت ، اهداف و توانایی های خود را مورد بررسی قرار نمی دهند و موارد مهمی مانند شغلی را که بعد از مهاجرت قرار است پیشه خود کنند ، تجربه و مهارت های خود ، تسلط به زبان محلی شهر یا کشور مقصد ، نیاز یا عدم نیاز جامعه مقصد به تجربه ها و مهارت های آنان ، وجود یا عدم وجود شغل مورد نظرشان در شهر یا کشور مقصد و چگونگی تأمین مخارج تا زمان پیدا کردن کار مناسب را نادیده می گیرند و به همین دلیل ، بعد از مهاجرت ، با شرایط سخت و ناگواری مواجه می شوند که یا باعث مأیوس شدن و سرخوردگی آنها می شود و یا با پرداختن به شغل های کاذب ، علاوه بر هدر دادن توانایی های خود ، برای جامعه جدیدی که به آن وارد شده اند نیز دردسرها و معضلات فراوانی ایجاد می کنند .

    از طرف دیگر ، گاهی عدم رفع احتیاجات منطقی نیروی انسانی ماهر و متخصص و نبود امنیّت شغلی و آزادی های سیاسی ـ اجتماعی لازم برای پیشرفت آنان در شهر یا کشور مبدأ ، باعث مهاجرت این نیروها می شود که این، باعث محروم شدن آن شهر یا کشور از سرمایه های اجتماعی و انسانی ارزشمندی می شود که در بسیاری از موارد ، جایگزینی برای آنها وجود ندارد .

    در این مقاله، عوامل مؤثّر بر مهاجرت برای کار در جامعه ایرانی ، پیامدهای منفی و مثبت مهاجرت برای کار ، پدیده فرار مغزها و راه کارهای مقابله با پیامدهای منفی مهاجرت برای کار ، بررسی می شود .

    مهاجرت برای کار و عوامل مؤثر بر آن در ایران

    1 . وضعیت اقتصادی و کمبود امکانات : در سال های اخیر به دلیل نوع برداشت ها، سیاست گذاری ها و ساختار نظام اقتصادی ، اشتغال در مناطق شهری به زیان اشتغال روستایی، رو به افزایش بوده است . از بین رفتن جاذبه کشاورزی و درآمد اندک آن برای روستانشینانی که با کمبود زمین زراعی ، آب و وسایل کشاورزی مواجه اند ، موجب گسترش روند مهاجرت از روستا به شهرها و به وجود آمدن شهرک های اقماری و حلبی آبادها در اطراف شهرهای بزرگ و رواج خدمات یدی (بخصوص کارگران روزمزد ساختمانی) بوده است . علاوه بر این ، آن قسمت از رشد جمعیت شهری که ناشی از مهاجرت است، بر الگوی اشتغال شهری نیز تأثیر منفی گذاشته و موجب بروز بی کاری آشکار و پنهان در شهرها شده است .

    بی کاری موجود به طور کامل ، معلول اوضاع اقتصادی و تحولات اخیر نیست ، بلکه بخشی از آن، ناشی از عدم تعادل و تطبیق مهارت ها و تخصص های بخش های وسیعی از شاغلان کشور با نیازها و ضرورت های اساسی بخش های رو به رشد اقتصادی بوده است .

    بحران بی کاری را می توان در این جریان کلی خلاصه کرد که به دلایل مختلف ، میزان سرمایه گذاری در بخش های زیربنایی کشور، رو به کاهش گذاشته و در نتیجه ، فرصت های محدودی در زمینه اشتغال، ایجاد شده است . از طرف دیگر ، رشد جمعیت ، بر افزایش نیروی جوان و فاقد تخصّص دامن زده و این عوامل ، زمینه را برای گسترش مشاغل کاذب غیر رسمی و غیر مولّد ، هموار ساخته است . در نتیجه ، این نیروها برای امرار معاش ، ناچار از روی آوردن به شبه مشاغلی می شوند که نه تنها در اقتصاد کشور، نقش مولّد و مثبتی ایفا نمی کنند ، بلکه در بسیاری از موارد ، کیفیت این مشاغل نیز مورد سؤال است . مشاغل فصلی و غیر دائم ، مشاغل پاره وقت و مشاغل غیر متشکّل ، نمونه های بارزی از این گونه مشاغل هستند که در اصطلاح ، «بی کاری پنهان» نامیده می شوند .

    در واقع، به دلیل تنگناهای بخش تولیدی کشور ، صنعت و کشاورزی نتوانسته اند نیروی کار جدیدی را که به بازار کار عرضه می شود ، جذب کنند و حتی در برخی موارد ، شاغلانِ این بخش ها، تا حدّی بی کار نیز شده اند . به طوری که به دلیل ناتوانی بخش کشاورزی در ایجاد اشتغال ، نیروی شاغل در این بخش ، به تدریج به شکل مهاجر به شهرها منتقل و در آن جا به بی کاران شهری مبدّل می شوند یا به خدمات جنبی می پردازند . به علاوه ، افرادی که به بازار کار عرضه می شوند ، جای چندانی در عرصه تولید نمی یابند .

    2 . کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصّص : در حال حاضر در کنار مشکل بی کاری در کشور ، تقاضای نیروی انسانی ماهر و متخصص به چشم می خورد . واضح است که نقش سواد و تخصص و دانش فنی در تحول قدرت تولیدی کشور ، انکارناپذیر است . بنا بر این ، از آن جا که یکی از عوامل مهم و اساسی بازدارنده رشد اقتصادی ، کمبود نیروی ماهر و متخصص است ، باید استراتژی دقیقی برای توسعه منابع انسانی، تدوین شود که با مدّ نظر قرار دادن افزایش تولید ناخالص ملّی و افزایش بهره وری کار ، نه تنها امکان شرکت افراد جویای کار را در فعالیت های گوناگون اقتصادی در نظر داشته باشد ، بلکه هدف اصلی «تأمین تخصص ، مهارت و صلاحیت لازم» را برای تأمین رشد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور فراهم کند .



    ادامه مطلب


     


    اولين راه حل جلوگيري از خروج نخبگان و تحصيلکردگان است که در برخي کشورها اجرا شده و روش شکست خورده اي است.راه حل ديگري که ارائه شده اين است که محل زندگي افراد نخبه از نظر مکاني اهميت ندارد بلکه بايد از تخصص، مهارت و سرمايه آنها استفاده کرد که مي تواند در ايران به کار گرفته شود. وجود انجمنهاي دانشجويي، گروههاي تحصيلکرده داخل و خارج، برپايي سمينارها در دستيابي به اين هدف بسيار موثر خواهد بود.سومين راه حل «راه بازگشتي» است. بدان معنا که شرايط مادي را به گونه اي فراهم کنيم تا افرادي که رفته اند برگردند. اين راه حل در کره جنوبي به کار گرفته شده و تاکنون موفق بوده است. البته بايد توجه داشت که اين افراد هم تا زماني در کشور باقي مي مانند که شرايط مادي و حمايتي داخلي مشابه يا بهتر از خارج باشد.جذب پيشگيرانه راه حل کارآمد ديگري است که هدف آن درگير کردن نخبگان در مقوله توسعه و خارج کردن آنها از وضعيتي است که آنها خود را قربانيان توسعه نيافتگي تلقي نکنند بلکه توسعه نيافتگي را مشکل خود فرض کنند و در سخت ترين شرايط بمانند و کار کنند.در سال 1388، دانشگاه صنعتي شريف طي اطلاعيه اي از تمامي دانشجويان مقطع کارشناسي و کارشناسي ارشد که جهت ادامه تحصيل، از 20 دانشگاه برتر دنيا دعوتنامه دريافت کرده اند، دعوت بعمل آورد که بدون آزمون ورودي و در چارچوب آئين نامه استعداد درخشان ادامه تحصيل دهند. اين پذيرش از ترم پاييز سال تحصيلي 89-1388 آغاز شد.
    قرار مغزها جايگزين فرار مغزها شود
    سرمايه انساني يکي از مهترين عوامل توسعه و پيشرفت جامعه به شمار مي آيد; زيرا عامل اصلي در بهره برداري درست از منابع و امکانات و بالا بردن بازده و عملکرد است، بر توسعه و پيشرفت کشور تائيد سازنده دارد و مي تواند کارگزار و عامل تغيير و تحول اجتماعي باشد.در واقع سرمايه انساني هر کشور ثروت اصلي آن کشور است و از اين ديدگاه، دانشجويان، متخصصين و تحصيلکردگان مهمترين سرمايه کشور محسوب مي شوند.اما از جمله مسائلي که برخي جوامع، به ويژه کشورهاي در حال توسعه با آن روبرو هستند مساله مهاجرت نخبگان به خارج از کشور است که آن را پديده «فرار مغزها »brain drain« ناميده اند و کشور ما، نيز از آن آسيب ديده است.شايد اغراق آميز نباشد که گفته شود بسياري از پيشرفتهاي برخي کشورها، از جمله آمريکا و کانادا به سبب جذب مغزهاي جهان سومي بوده است و اروپا به اين نتيجه رسيده است که براي جذب مغزها از جهان سوم; بايد مانند آمريکا و کانادا عمل کرد.در واقع فرار مغزها فرآيندي است که بر محمل يک رابطه نا متعادل بين کشورهاي صنعتي پيشرفته و کشورهاي کمتر توسعه يافته جهان سوم شکل مي گيرد و طي آن نيروي انساني پرورده و نخبه از کشورهاي کمتر توسعه يافته به کشورهاي صنعتي ثروتمند توسعه يافته تر منتقل مي شود و نتيجه نهايي اين فرآيند به سود خالص کشورهاي صنعتي وزيان خالص کشورهاي جهان سوم است.فريفتن نخبگان و جذب سرمايه هاي انساني که از مهمترين سرمايه هاي اقتصادي به شمار مي روند شيوه جديد استعمار علمي-فرهنگي است. اين ديدگاه گروهي است که جهان سوم را در معرض تهاجم دستاوردهاي فرهنگي مي دانند، به اعتقاد آنان با ورود استعمار به عصر نوين استفاده از رسانه هاي جمعي و جهاني مردم جهان سوم مصرف کننده محصولا ت فرهنگي جهاني مي شوند که از طريق قدرت رسانه اي تصوير غير واقعي و مثبت از خود ترسيم مي کند و ناخودآگاه تحصيلکردگان و مخاطبان را شيفته و جذب خود مي نمايد.به گفته يک مقام آگاه که در نتيجه مهاجرت هاي دانشجويي کشور کانادا سالا نه 40 ميليارد دلا ر در آمد مشاوره اي کسب کرده است. اين کشور با به دست آوردن طرح هاي دانشجويان دکتراي کشورهايي نظير ايران و فروش مجدد اين طرح ها به اين درآمد هنگفت دست يافته اند.

     

    http://www.ebtekarnews.com

    - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی





     

    سه شنبه 1 فروردین 1391 

    يک استاد دانشگاه با بيان اين که منابع انساني و نه منابع مادي و اقتصادي باعث توسعه کشورها مي شود، گفت: توسعه بايد افراد را به اين توانايي برساند که داشته هاي خود را تا آخرين حد ممکن در همه زمينه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي به کار بگيرند. دکتر شهلا کاظمي پور در همايش دوسالانه اشتغال و نظام آموزش عالي با تاکيد بر اين که دانش آموختگان دانشگاهي داراي مهرات هاي بالقوه فراواني هستند که در صورت وجود فضاي مناسب مي توانند آنها را بروز بدهند، افزود: نيروي انساني متخصص و با انگيزه مهمترين سرمايه بشريت براي ادامه حيات است. او نيافتن شغل مناسب يا عدم رضايت شغلي را يکي از مشکلات کنوني جامعه متخصصان ايراني خواند و گفت: به نظر مي رسد مشکل عمده نخبگان در جامعه ايران، بيکاري نيست بلکه بيکاري پنهان يعني اشتغال در جايي غير از محل تخصص باعث مي شود که فرد نتواند از داشته هاي خود به طور کامل بهره بگيرد. او جامعه اي که از سرمايه انساني خالي باشد را مانند انساني که ضربه مغزي شده تعبير و خاطرنشان کرد: فرار مغزها يا عدم استفاده صحيح از دانش آموختگان، جامعه را فلج مي کند و فرايند رشد و توسعه کشور را به تعويق مي اندازد. وي خشنودي از منزلت هاي متعين و اکتسابي، رضايت از درآمدهاي اقتصادي و رضايت از برخورداري از حقوق مدني را حداقل نيازهاي دانش آموختگان و متخصصان براي ماندن در کشور دانست و افزود: فقدان فضاي تحقيقاتي پيشرفته، اميد به داشتن وضع مطلوب در کشور ديگر و عدم استفاده از تخصص در کشور خود را از مهمترين علل فرار مغزها عنوان کرد. کاظمي پور ادامه داد: طي ده سال 1375 تا 1385 کل شاغلان کشور از رشد متوسط 5.3 درصد برخوردار بوده در صورتي که جمعيت شاغل با تحصيلات عالي بيش از 9 درصد افزايش يافته است. همچنين تعداد دانش آموختگان بيکار در سال هاي 1375 و 1385 به ترتيب 58145 و 373 هزار و 513 نفر بوده که رشدي بيش از چهار درصد را به نسبت جمعيت نشان مي دهد. او همچنين پيش بيني کرد در سال 1395 کل جمعيت دانش آموخته کشور به حدود 15 ميليون نفر مي رسد که تعداد زنان و مردان در آن تقريبا با هم مساوي است

     

    http://www.ebtekarnews.com

    - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی





     


    سياست جذب نخبگان و مغزهاي ساير کشورها، جزو سياستهاي ثابت و پايدار کشورهاي پيشرفته غرب است. اصولا جذب مغزها به يک صنعت پربازده و سودآور تبديل شده چرا که ثمره سالها سرمايه گذاري و هزينه کشورهاي در حال توسعه بر روي افراد مستعد، نصيب کشورهاي توسعه يافته مي شود و همين مسئله به عميق تر شدن شکاف علمي ميان اين دو گروه از کشورها منجر مي شود. اما مسئله اساسي اين است که چرا مغزها و نخبگان از کشورهاي در حال توسعه، کوچ مي کنند و ترجيح مي دهند تجربه، توان، تخصص و مهارتهاي خود را در اختيار ساير کشورها قرار دهند.براساس گزارش صندوق بين المللي پول، ايران از نظر مهاجرت در بين 91 کشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان رتبه نخست را دارد به نحوي که ساليانه 150 تا 180 هزار تحصيلکرده از ايران خارج مي شوند، مهاجرين ايراني مقيم آمريکا پس از مهاجرين هندي و چيني رتبه سوم را در آن کشور دارند، بيش از 80 درصد برگزيدگان المپيادهاي علمي سالهاي اخير جذب دانشگاههاي خارجي شده اند، آمريکا قصد دارد طي هر برنامه 5 ساله، 500 هزار مغز خارجي را جذب کند، دولت استراليا درآمد 500 ميليون دلار از محل جذب دانشجوي خارجي در هر سال را در برنامه ساليانه خود قرار داده است. امارات متحده عربي، در سالهاي اخير 100 مرکز آموزش عالي و دانشگاه تاسيس کرده که فقط 3 هزار دانشجوي ايراني در آنها تحصيل مي کنند، هزينه اين دانشجويان ايراني در امارات سالانه بالغ بر 60 ميليون دلار است.با توجه به محدوديت ظرفيت پذيرش دانشجو در مقاطع تحصيلات تکميلي در ايران و بوروکراسي پيچيده و دست و پاگير براي جذب نخبگان، طبيعي است که هم کشش ازداخل براي مهاجرت وجود دارد و هم کشورهاي جذب کننده نخبه، به سرعت در اين زمينه برنامه ريزي و اقدام مي کنند. با اين حساب فعاليت سفارت استراليا در تهران نه يک «توطئه سياسي» بلکه يک فعاليت اقتصادي و سودآور تلقي مي شود. دکتر صادق زيباکلام در کتاب «ما چگونه ما شديم» اين پرسش را مطرح مي کند که چرا هيچ گاه در طول تاريخ چند سال اخير، ايران به فکر استثمار و استعمار کشورهاي غربي نيفتاد؟ همين سوال را اکنون مي توان در مورد مسئله فرار مغزها مطرح کنيم. چرا ما به فکر جذب نخبگان ساير کشورها نمي افتيم؟ براي پاسخ به اين سوال، مجبوريم کمي به سياستهاي داخلي مان فکر کنيم و مثلا گزارش بدهيم که پس از اعلام پذيرش بدون کنکور دانشجويان محجبه فرانسوي و ترکيه اي، چند نفر به ما مراجعه کرده اند؟در واقع مشکل را بايد در درون خودمان جستجو کنيم و هرگاه آن را يافتيم به فکر حل آن باشيم. مغز را به زور نمي توان در داخل نگهداشت، چه دبي، چه استراليا، چه اروپا، چه کانادا و چه آمريکا. اما اگر شرايط داخلي را به سامان کرديم مغز که نمي رود هيچ، مي توانيم براي جذب مغزهاي خارجي هم برنامه ريزي کنيم.

     

     

    http://www.ebtekarnews.com

    - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی





     







    پيوندها
 
 
بالاي صفحه